روز سی و هفتم

 

دوستان برای من هم توسط ایمیل و هم توسط پیام شخصی نظراتی و گذاشتند که نشان دهنده ی ترس هایی هست که این روزها باهاش دست به گریبان هستند ..

امروز میخوام در خصوص ترس های پیش از عمل خودم بگم تا بدونید با چه چیزهایی مواجه بودم:

ببینید دوستان من .. من کسی هستم که این آرزو انقدر در درونم تنیده شده بود که بدون این عمل هیچ زندگی و تصور نمیکردم و در هر لحظه ی تنهاییم به این عمل فکر میکردم و دیگه واقعا هیچ کاری نمیتونستم انجام بدم و به قول مریم عزیزم در پست آخر وبلاگش "هیچ چیزی و هیچ وقت به قدر این عمل نخواسته بودم" و تمام مدت در حال مبارزه به خاطر این عمل با دوست و آشنا بودم ..

ولی ولی ولی باز من هم در این مقام ،در خلوت و تنهایی خودم ترس داشتم باور کنید که ترس داشتم ..خیلی ترسها در وجودم بود که هیچ وقت به هیچ کس مطرحش نمیکردم .. یک سری ترس هایی داشتم که با مرضیه عزیزم مطرح میکردم و با صبوری جوابمو میداد .. و ترس هایی داشتم که حتی میترسیدم با خودم هم مطرح کنم و فقط بر اضطراب و آشفتگی من اضافه کنه . امروز به چند نمونه از ترس های خودم هم اشاره میکنم تا بدونید که من هم با همه ی این افکار مواجه بودم ولی در نهایت انتخابم عمل بود .. در روز عمل من مثل یک انسان مسخ شده بودم که به سمت معشوق میرفتم ولی در دلم غوغایی بود.

 

ترس از دست دادن زیبایی ها:

خب بالاخره هر انسانی که یک عمر با یک صورت به زندگی خودش مشغول بوده و کلی هم تعریف شنیده همیشه و دیگه به اون صورت عادت کرده و از زیبایی هایی که کشف کرده در صورتش راضی هست درسته که با قسمت هایی مشکل داره و دوست داره تغییرات مثبت داشته باشه ولی نمیتونه که نکات دیگه رو فراموش کنه ،من هم یک انسان بودم به همین شکل و مشکل صورت من خیلی کم بود و به ندرت کسی مشکلی تشخیص میداد ..فک بالای من جلو بود و فک پایین من عقب و به گونه ای نشون میداد که چونه ی من عقب تر از جایی بود که باید باشه...ولی خب خیلی کم مشخص میشد چون دیگه هم به خوبی یاد گرفته بودم آرایشم چطوری باشه که مشخص نشه یا مدل بستن روسری و موهام و ...من لبهای پر و گوشتی خوش فرمی داشتم که بارها دکتر دندانپزشکم بهم گفته بود که اگر عمل کنی این زیبایی و طرز قرار گیری لبها و چانه ات و از دست میدی و الان زیبا هستی(البته باید بگم که لبهای من واقعا بعد ار عمل خیلی کوچیک شد.).. و اینکه اطرافیان میگفتند که دیگه میخوای چقدر خوشگل بشی؟و اینکه میری فکت و کج میکنند.!اینها نظراتی بود که در مورد من داده میشد و خب آدمیزاده دیگه فکرش مشغول میشه که نکنه خدای من که من عمل کنم این زیبایی ها رو هم از دست بدم زیباتر هم نشم؟؟و خب این فکر ها خیلی آزاردهنده هست. اینکه فکر میکردم الان دیگه به بهترین شکل تونستم بفهمم که چطوری باید درست کنم ظاهر خودمو و حتی در آرایش چشم ها که فکر میکردم قراره خیلی ظاهر چشم هام عوض بشه و چون ظاهرشونو دوست داشتم(بالاخره انسان به چیزی که مدت ها داشته عادت میکنه در مورد من که اینطوری بود.) میگفتم نه نه یعنی میخواد چطوری بشه . (همون فکری که انگار قراره منو ببرند یکی دیگه رو بیارند.)

 ترس مواجهه با خانواده و کسب رضایت:

خانواده ی من هم مثل خانواده ی خیلی از شما در ابتدا مخالف سرسخت و بعد مخالف بودند که من بخوام عمل کنم و میگفتند که به عمل احتیاج نداری و خب چون هزینه ی این عمل هم مقدار کمی نیست برای اینکه بخوای کسانی و با خودت همسو کنی باید دو سویه تلاش کنی تا به بهترین نحو بپذیرند که مشکل وجود داره هم از این جهت که رفتن به اتاق عمل و بیهوشی و .. بی خودی نیست و هم اینکه واقعا نیاز هست...و در انتها به خاطر بعد درمانی عمل بود که راضی به عمل من شدند.

ترس کشیده شدن صورت:

گاهی به این فکر میکردم که اگر عمل کنم و چونه ی من جلو بیاد نکنه صورتم کشیده تر بشه؟آخ آخ چقدر به این موضوع فکر میکردم چون توی یکی از نظرات خوانده بودم که دوستی نوشته بودند که چون چونه خوب تراشیده نشده صورتشون کشیده به نظر میرسه که خب این اتفاق نیفتاد چون دکتر من کاملا آگاه بود که روش عملش باید چطوری باشه که چنین اتفاقی نیفته. در ابتدا که عمل کرده بودم که صورتم از گردی شده بود مثل بشقاب از بس که ورم داشت ولی خب پر بود و الان هم که ورم های صورتم تقریبا خوابیده درسته که به گردی و پری قبل نیست صورتم ولی خب باز هم نسبت به قبل پرتر هست و فرم خودشو داره . 

ترس عوض شدن صدا و مشکل در صحبت کردن:

گاهی به این فکر میکردم که نکنه چون حالت دندانها تغییر میکنه صدای من هم تغییر پیدا کنه و یک شکل دیگه بشه کلا لحن صدا و گویشم عوض بشه ( آخ آخ میبینید که ترسهای من از مال شما هم خنده دار تر بوده دیگه به ترس هاتون نخندید.لبخند) در این خصوص هم باید بگم که نه چنین اتفاقی نیفتاد .. لحن صدا اصلا عوض نمیشه .. در ابتدا که دهانتون بسته هست که حالت گرفته صحبت میکنید وقتی هم که باز میشه تک زبونی هستید و به گونه ای سین و شین شما میزنه چون حالت زبان با دندانها هنوز به درستی شکل نگرفته و نیاز به تمرین دارید که بهتر صحبت کنید .  ولی صدای شما صدای خودتون هست لحن شما لحن شماست .. تنها باید زیاد صحبت کنید حتی زمانی که دهنتون بسته هست هم لطف کنید زیاد صحبت کنید چرا که زبان شما تنها دارایی شما داخل دهانتان هست که به رفع بهتر باکتری ها کمکتون میکنه و به نوعی پاکسازی محیط دهانتان را بر عهده داره پس تا میتونید صحبت کنید که همین به بهتر شدن حالت صحبت کردن شما کمک میکنه و زمانی هم که دهنتون باز شد باز هم صحبت کنید شعر بخونید و اجازه بدید که زودتر حالت حرف زدنتون به حالت قبل از عمل برگرده . 

ترس خراب شدن ظاهر بینی :

زمانی که فک بالا عمل میشه ظاهر بینی پهن میشه و سوراخ های بینی کمی گشاد میشه. (چه بینی عملی باشه چه طبیعی باشه.) اون وقت تازه من بینیمم عملی بود فکر کنید که چه استرسی بود که معلوم نیست میخواد به چه شکل و فرمی دربیاد دائم فکر میکردم بینی من قراره پهن و کوتاه بشه بره بالا قرار بگیره بارها خواب شکل و ظاهرش و دیدم که همه میگفتند وای سمن این چیه ؟ و من کلی توی خواب گریه کرده بودم و تازه گفته بودم خیلی هم خوبه .ناراحت

دوستان عزیزم هر یک از شما میتونید از ترس ها و تجربه های ترس هاتون بنویسید و اینکه در نهایت آیا حقیقی بود یا نه که به دوستان کمک بهتری بشه و دوستان عزیزم که با این ترس ها دست و پنجه نرم میکنید هنوز ..از ترس هاتون برای ما که در حکم خانواده ی هم هستیم بنویسید تا بتونید جواب بهتری بگیرید و آرام بشید مطمئن باشید اینجا جایی هست که ما با درد مشترک به درک مشترک رسیده ایم .

و این من هستم سمن.. از دیار آرزوها .

 

/ 42 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ریحانه

سزلام.در واقع من عمل بعد از ارتودنسی دارم.من دوسال و هشت ماهه ارتو دارم.قرار بود ده ماه اول جراحی کنم اما دندونام آماده نشد و تیر امسال آماده شدم اما باز هم باید دندونامو میکشیدم کی تا الان طول کشیده.

arezoo

مرسی ریحانه جون[گل]

مصی

سلام سمن جون ودوستام!تشکر کنم از خدای بزرگ که صبر وتحمل این سی روز رو بهم داد و بقیشم یاریم میکنه ،امروز خیلی خوشحالم که دهنم باز شده ،غذا خوردن سخته ولی خوب خیلی بهتر از قبله ، تشکر کنم از سمن عزیز که تو این مدت خیلی کمکم کرد . سمن جون من فاصله لب هارو از دکتر پرسیدم گفت که چون بخیه خورده کشش ایجاد میشه و طول میکشه تا نرمال شه و لب رو هم بیاد ،استفاده از پین و پلاکم پرسیدم که گفتند معمولا شل نمیشه وحتی اگه هم شد براحتی در میاد ،خیالم راحت شد و راضی ام کلا که این عمل سختو انجام دادم بازم از خدای خوبم تشکر میکنم ،این عمل بیش از هر چیری فقط صبر زیاد میخواد .

مصی

ریحانه جون من ارتودنسی قبل عمل داشتم ،قبل عمل هم فقط چند تا قلاب روی براکت ها ارتودنتیستت میذاره به دستور دکترجراح که بعد عمل سیمی که باید دندوناتو با اون ببندن رو اون قرار بگیره و هیچ دردیم نداره !

مصی

عزیزم من یکم بد بیان کردم انگار سمن جونم !عزیزم یعنی گفتن نادر هست که پیچ ها شل بشه !ولی در همون موارد نادر هم به راحتی دکتر،پیچ ها رو در میارن !حالا دیگه روش کارو نمیدونم!

مصی

سمن جون وضع غذا خوردنت بهتر شده؟ کش ها رو در اوردی به سلامتی؟

مصی

خداروشکر که بهتری عزیزم

نازنین

سلام سمن عزیز خوشحالم ک حالت روز ب روز بهتر میشه بالاخره نوبت عمل گرفتم روز 13یک شنبه بعد ازظهر قراره ب ارزوم برسم واسم دعا کن استرس دارم ولی ب دکترم ایمان دارم و این اروومم میکنه

یه هوادار

سمن خانوم سلام... امیدوارم که حالت خوب خوب خوب باشه!:) راستش منم 1/5 دیگه وقت عمل دارم!از تنها چیزی که خیییییییلییییی میترسم1)اتاق عمله 2)خون بالا اوردن بهد از عمل[تعجب][ناراحت]!!!هر کاریم میکنم که به ترسم غلبه کنم نمیشه!!الان دندونام اورتودنسیه که همش با خودم میگم عجب غلطی کردم!!اخه آقای دکتر مسگرزاده بهم گفت فقط فک بالاتو میاریم جلو!و گفت چونه و فک پایین عالیه و نیازی نیس!!خلاصه الان اینگار تو برزخم[خنثی] راستی من یه وب فوتبالی دارم!ربطی به فک نداره اما آدرسشو میزارم بزات[شوخی]

یه هوادار

ممنون عزیز... با این وب کامل و توپ تو مگه دیگه میشه آدم بترسه![قلب]