روز سی و دوم

 

خب من اومدم دوستان عزیزم .. امروز اول رفتم آزمایشگاه دکتر شهاب که توی همان گلشهر هست کنار مطب دکتر مسگرزاده با این تفاوت که پلاک 22 هست و مطب دکتر عزیزمون کمی بعد از آن هست. از این آزمایشگاه راضی هستم و بار دوم بود که می رفتم و محیط خیلی خوبی داره .

من زمانی که رفتم آزمایشگاه و عکسی و که گفته بودند 1 ساعت قبل از مراجعه به مطب بگیرم و گرفتم  پس از اون پیاده به سمت مطب دکتر مسگرزاده عزیزم رفتیم ..عجب هوایی بود .. چه برف قشنگی میباره .. برف،برف،برف میباره خاطره هامو یادم میارهلبخند

دکتر اومدند و عکس و دیدند و ابراز رضایت کردند و گفتند چه عکس خوبی هست و خانم دکتر قصد کردند که سیم ها رو باز کنند که من گفتم درد داره آره؟ که باز خندیدند و گفتند نه عزیزم اصلا و من هم گفتم آها اون دومی ها درد داره که بی حسی میخواد و ایشون هم با خنده سیم های رویی داخل دهانمو برام بریدند . ولی حس خیلی خیلی عجیبی هست زمانی که سیم ها رو باز میکردند حس میکردم فکم یک دفعه افتاد پایین . چون قسمت به قسمتی و که میبریدند همان قسمت میومد کمی پایین تر و زمانی که آخرین سیم و بریدند دیگه فکم اومد پایین .کار تمام شد و گفتند تموم شد و کلی ازشون تشکر کردیم .و بعد من و مامان و توی اتاق تنها گذاشتند و من هم که جلوی آینه بودم که نتیجه رو ببینم و باید بگم که در لحظه ی اول حس میکنید که دندانهاتون فاصله بیشتری داره که اون به خاطر باز شدن یکباره فک هست و اینکه فک هنوز کامل در جای خودش نیست .

کلی لبخند زدم و انگار که سبک شده باشم این طرف و آن طرف می رفتم و خانم دکتر هم که انگار میدونستند این لحظه چه حس خوبی هست که انسان تنها باشه ما رو در اتاق تنها گذاشتند و بعد از 10 دقیقه آمدند و اجازه دادند من به خوبی نفس هایی با راحتی و از ته دل بکشم . خیلی حس خوبی بود.  

دکتر اومدند و دیدند و معاینه کردند .. راضی بودند و تعریف کردند و گفتند که حالا دو تا کش براش می اندازیم که میتونه بعدش هر چیزی که خواست به جز چیزهای خیلی سفت و بخوره .. و خانم دکتر آمدند و برای من 2 عدد کش خیلی کوچیک قد ناخن لبخندانداختند.

  اینو میگم چون زمانی که میخوندم بعد از باز شدن فک کش می اندازند فکر میکردم دو عدد کش عظیم جثه قراره از لا به لای دندانهای من عبور کنه و فکم و ببنده و دیدم نخیر از این خبر ها نیست . دو تا کش فسقلی هست که بر روی سیم های ردیف 1 که همان روی لثه ها بود قرار میگیره که کش ها رو در ردیف 4 برای من گذاشتند و طریقه انداختنش هم با نوک ناخن هست و به نظرم کار راحتی هست .بعد از آن هم دکتر روی صورتم دست کشیدند و گفتند خوبه که ورم ها و این قسمت ها نرم شده .. هر زمانی که داری تلویزیون میبینی و کاری انجام میدی میتونی به آرومی این قسمت ها رو ماساژ بدی تا به رفعشون بهتر کمک بشه (این قسمت و نوشتم برای دوستانی که ورمشون هنوز بعد از مدت ها باقی مانده این هم روشی هست که دکتر عزیزمون پیشنهاد کردند.)بعد که گفتند که 14 روز دیگه بیا که معاینه کنم .. پرسیدم آن زمان باز میکنید سیم های دوم رو؟ که گفتند هنوز معلوم نیست باید ببینم جفت گیری دندانها به چه صورت هست و برای اون عجله نکن من هم گفتم چشم .مژه

 

حالا قراره که من امشب غذای درست و حسابی بخورم و ببینم آیا میتونم بجوم ؟ چون دکتر روی جویدن تاکید خاصی داشتند . در انتها هم که یک بسته کش هم به من تحویل دادند تا هر روز عوضشون کنم و گفتند که این کش هارو تنها زمان خوردن غذا و یا مسواک زدن از دهانم خارج کنم و بقیه زمان ها باید داخل دهانم باشه .. اومدم اینها رو براتون بگم و برم شکر خدا رو به جای بیارم و با دهنم که دیگه باز شده ببینم میتونم چه غذاهایی بخورم . خدایا شکرت .. هزاران مرتبه شکرلبخند

دوستتون دارم عزیزانم ..  قلب

سمن هستم .. از دیار آرزوها.

/ 14 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
arezoo

واااااااااااااایییییی سمن جون خیلی خوشحالم دوست خوبم انشالله همیشه خوش خبر باشی گلم[گل][لبخند][قلب][ماچ][چشمک]

مصی

مبارکه عزیزم ،منم اگه خدا بخواد دوازده روز دیگه دهنم باز میشه . بت تبریک میگم . یه سوالی با کش میشه راحت حرف زد؟ من زیر لب بالام سه تا بخیه غیر قابل جذب دارم . تو داشتی؟یعنی کشیدنی ؟بعد من سیمی تو لثم ندارم سیم فقط رو ارتودنسیه!دیگه این که الان وقتی می خندم دندونام خیلی کم معلومه ! درست میشه؟

علی

سلام، امیدوارم خوب باشی!:) شما عکسی از قبل و بعد عمل داری؟

فک نازیبا(الی)

مبارکه مباااااارررررررکه[گل][گل][گل]

arezoo

ای خدااااااااااااااااا کی میشه من با بیام با این حالت بگم که روز 32 هستم و راضی ام...خدایا خودت کمکم کن[گل] سمن جون تو روخدا اینجا بمون بعدها هم بیا و بنویس از روزا و ارزوهات تنهام نذار سمن[ناراحت]

ریحانه

خداروشکر تبریک

مرضیه

سمن جون عزیزم مبارکا باشه. به سلامتی. وقتی درمورد بازکردن سیمها مینوشتی دقیقا یاد خودم افتادم!حس میکردم داره فکم تکون میخوره! دکتر که گفت دهانمو بازتر کنم جراتشو نداشتم. میترسیدم فکم بشکنه!وقتی هم که رفتم خونه نمیتونستم راحت غذاهای پوره رو بخورم. میترسیدم دهنمو بیشتر از یکسانت باز کنم و موقع خوردن کثیف کاری میکردم. تمام اینها رو تو خاطرات جراجی فکم نوشتم. دوروزی کشید تا کم و بیش ترسم ریخت. ویزیت بعد که پیش دکتر مسگرزاده رفتم بهم گفت انقدر وسواس نداشته باش فکت جوش خورده دیگه. خدا رو شکر فک من تنها بعد 13 روز باز شد و فقط همون یک مرحله ای که رو که تو پشت سر گذاشتی داشت و مرحله دومی در کار نبود! اما من تا مدتها فکر میکردم هنوز مرحله دیگه ای هست!اونم به خاطر خوندن خاطرات دوستانی مثل امیر عظمتی بود اما خدا رو شکر فقط همون یک مرحله بود.به هر حال امیدوارم مرحله دوم هم هر چه زودتر تموم یشه. ایشالا امشب دلی از عزا درمیاری. البته ایتو هم بگم که تا دوسه روزی خوردن برات سخته،اما سعی کن راحت باشی و مثل من از باز کردن دهانت نترسی چون الان فکت جوش خورده که دکتر دستور کش گذاشتنو داده. واست خیلی خوشحالم گلم [گل]

مصی

دوسستت خوبم مرسی که هستی و این همه زخمت میکشی امیدوارم به هر چه میخوای برسی.

arezoo

وای مرسی سمن عزیزم خیلی مهربون و دوس داشتنی هستی...این روزا به خاطر یه درگیری ذهنی بچگونه و بی منطق اینطوری شکننده شدم...خدایا ایمان دارم که خیر رو برام خواستی که اینطور شد پس ازین حالت درم بیار...آمین سمن عزیزم مرسی ازینکه دعام میکنی...واقعا حس خوبی بهم میدی دوستم[گل]

مریم

سلام سمن جان.خیلی خوشحال ام که سیم هات باز شده.واقعا احساس شرمندگی می کنم(هم از تو و هم از مرضیه)که خیلی وقته بهتون سر نمی زنم.واقعا در گیرم. راستی من کش هام رو با خلال دندون عوض می کنم.به نظرم خیلی راحت تره.برای آرزوی سلامتی دارم عزیزم