جراحی دندان عقل من

 

سلام به دوستان عزیزم .. مرسی که همیشه کنارم هستید و اینجا رو خونه ی خودتون میدونید و در همه حال به هم انرژی میدید و سوال های همدیگر و بی پاسخ نمیگذارید.. از روز اول گفتم اینجا خونه ی همه ی ما هست چرا که ما یک درد مشترک داریم..

من درد مشترکم ..مرا فریاد کن!

 

امروز با یک خبر جدید پست میگذارم .. 

من قبل از اینکه بخوام فکم رو عمل کنم و جستجو کنم که پیش کی برم و پیش کی نرم .. یک دندون عقل نهفته و فک جوش شده توی دهنم داشتم .. 

روزی که رفتم پیش دکتر مسگرزاده برای جراحی فک .. بهشون گفتم که این دندون رو لطفا در جریان جراحی برای من خارج کنید چون به شدت فوبیا گرفتم و میدونم نمیتونم انجامش بدم ..ایشون هم پذیرفتند .. توی خاطرات خیلی از دوستان خونده بودم که دکتر مسگرزاده دندون عقلشون رو هم زمان با عمل خارج کرده .. ولی خب این اتفاق برای من نیفتاد و من روزی که چشمم رو بعد از بیهوشی باز کردم پرسیدم دندون عقل هم خارج شده؟کسی نمیدونست .. بعد فرداش از دکتر پرسیدم گفتند خاطرم نیست که خارج کردم یا نه .. تا زمانی که من عکس opg گرفتم و متوجه شدم که خیر این دندان هنوز هم سر جای خودش هست که هست! البته خیلی دردناک بود که بدونم خارج نشده ولی اون موقع که دهنم بسته بود و تا 6 ماه بعدش باهاش مشکلی نداشتم .. تا اینکه این دندون کم کم تحلیل رفت و به عصب رسید ...

این زمان من چند تا مشکل داشتم یکی دندونم که خیلی درد می کرد

و دیگری اینکه دهنم به اندازه کافی باز نمیشد که بشه کشیده بشه

و سومی : من هر جایی نمیتونستم این دندون رو بکشم چون موقعیت بد و خطرناکی داشت و کاملا کج بود و در فک و اینکه در مکان برش جراحی قرار داشت و من میترسیدم کسی که فک من و حالت و جراحی من رو ندونه کاملا باعث مشکلات بدتری بشه...

از دکتر مسگرزاده خواستم که فکری کنند چون من درد میکشیدم هیچ کاری هم از دستم بر نمیومد .. ایشون قول دادند که هر موقع دهن من به اندازه کافی باز شد خودشون این دندون رو برای من بکشن .. چون کاری بود که از جراحی من مونده بود و مسئولیت اون هم به عهده دکترم بود.. 

من یک مدت دیگه تحمل کردم تا فکم به طور کامل برای کشیدن دندون عقل آماده بشه و خوب باز بشه .. بعد با مطب دکتر مسگرزاده تماس گرفتم به قدری ایمان داشتم که حتما کارم انجام میشه که اصلا حتی 1 هفته هم گمون نمیکردم در صف انتظار بمونم .. منشی دکتر گفتن که نمیشه امکان نداره دکتر 10 ساله که دندون عقل خارج نکردند.. گفتم ایشون خودشون به من قول دادند و مطمئن باشید قبول میکنند .. اسم و شماره رو پرسیدند و گفتند خبر میدن .. فرداش زنگ زدند و گفتند نه نمیشه من که گفته بودم دکتر قبول نمیکنند.. دکتر گفتند من که انجام نمیدم بفرستید پیش کیانی .....

و واقعا زمانی که خانم منشی با این لحن گفته های دکتر رو به من منتقل کردند خیلی دلم شکست.. گفتم دکتر به من قول داده بودند ..ایشون هم گفتند دکتر کیانی و من گفتم چشم ..در مقابل دکتر عزیزم چه میتوانستم بگم..

دکتر کیانی :

قضیه اش مفصله چرا که سر عمل من هم کنار دکتر به عنوان دستیار بودند و من دائم نگران بودم که نکنه عملم رو دکتر انجام ندن ...و تا لحظه ای که بیهوش میشدم به همین فکر میکردم ... 

زنگ زدم مطب دکتر محمد تقی کیانی و ازشون وقت خواستم گفتند که حتما باید قبل وقت عمل ویزیت بشید.. گفتم ببینید خانم من رو دکتر مسگرزاده معرفی کردن (ایشون هم کلا اصلا دکتر رو نمیشناختند انگار نه انگار)گفتم من 100 درصد باید پیش همین دکتر عمل کنم چون در جریان جراحی من بودند و همکار دکترم بودند مطمئن باشید فقط وقت رو بگذارید .. با کلی قربون صدقه گفتند نه حتما ویزیت باید بشید گفتم باشه ...

روزی که رفتم برای ویزیت .. آقای دکتر اومدند من رو دیدند عکس های من رو دیدند یعنی شاید 2 دقیقه طول کشید کل این پروسه .. 

گفتند باشه میکشیم مشکلی نیست ! همین

بعد اومدم از خانم منشی وقت بگیرم .. گفتند بله سه شنبه شاید .. کلی گفتم خانم شما الان دو هفته هست که میدونید من میخوام این روز عمل کنم .. خلاصه با کلی منت گفتند جا باز میکنم تماس میگیرم .. ویزیت هم 50 هزار تومن عززززیزم .. ویزیت شدی دیگه .. گفتم بله !! تراول 100 هزار تومنی داشتم توی کیفم و کمی پول خرد تا 30 هزار تومن ..بهشون دادم گفتند نه .. بقیه ندارم بدم .. گفتم خانم لطفا از همکارهاتون بگیرید خلاصه دردسرتون ندم که کلی طول کشید تا اینکه یکی از بیمارها 2 تا تراول 50 تومنی به من دادند و پول رو خرد کردند.. و من 50 هزار تومن ویزیت رو پرداخت کردم!!!بعد خانم منشی دوباره گفتند قیمت عمل رو بهتون گفتند ؟ در جریان که هستید.. 500 تا 700 هزار تومن .. برای من که گمون میکردم دکتر مسگرزاده میخوان دنوان عقل من رو بدون هیچ هزینه ای خارج کنند .. و این که به یکباره هزینه  اضافه بشه این مبلغ زیاد بود ولی چیزی نگفتم و گفتم باشه .. 

 

توی این مدت تا پیش از عمل فکر میکردم که خب خیلی خوبه که بالاخره عمل انجام میشه توسط شخصی که دکترم بهشون اعتماد داره و ایشون با فضای دهن من آشنا هست و در روز جراحی فکم بالای سرم بوده .. خلاصه یک جوری خودم رو راضی میکردم که با رضایت و رویی گشاده برم پیش این آقای دکتر و جراحی دندون عقلم رو انجام بدم .. 

روز عمل به همراه مادرم رفتم کلینیک مهر در زعفرانیه که مطب دکتر کیانی هست .. آسانسور خراب بود .. ساعت عمل من 4 بود و ساعت هم 2 دقیقه به 4 .. زنگ زدم به مطب و گفتم آسانسور خرابه من پایین هستم .. کلینیک طبقه 4 هست و مادر من براشون سخت بود پله ها رو بالا بیان .. گفتم من رسیدم میام ..خانم منشی گفتند عززززیزم مادرت رو بگذار پایین دم آسانسور.. بیا بالا کارهات رو انجام بده  دیر نکن!!!

این در حالی هست که این ساختمون نه لابی داره نه چیزی!! هنوز هم که بهش فکر میکنم نمیدونم چی بگم .. به هر صورت 10 دقیقه طول کشید آسانسور درست شد و ما رفتیم بالا.. و زمانی که ما رسیدیم تازه یک آقای دیگه رفتند پیش دکتر  که این باعث شد عمل من 4 و نیم انجام بشه .. 

از این حاشیه ها بگذریم.....

حالا جریان جراحی دندان عقل من 

وارد اتاق شدم خانمی 5 تا قرص به من دادند و گفتند صبر کن آب پیدا کنم و من صبر کردم!!!

بعد اومدند و قرص ها رو دادند و من خوردم کمی نشستم تا آقای دکتر بیان .. 

توی این حین بود که با همکاراشون صحبت میکردم که من رو دکتر مسگرزاده عمل کردند و این دکتر همکار بودند اگر توی طول جراحی این دندان رو خارج می کردند من خیلی راحت میشدم و نشده و اونها هم که اصلا دکتر مسگرزاده رو انگار که نه انگار میشناسند یا کی هستند و ... دکتر وارد شد و من گفتم داشتم این رو میگفتم آقای دکتر .دکتر کیانی هم با لحن بسیار سردی گفتند خب نشده 

من هم دیگه هیچی نگفتم و ساکت نشستم ... همکاران من رو برای عمل آماده کردند و بالای سرم هم مدام گفتند و خندیدند..

دکتر اومد و داروی بی حسی زد توی لثه ی من که وااااای خیلی درد داشت.. من داد زدم که همه با نگاهی عاقل اندر سفیه بهم خیره شدند .. بعد دکتر رفت و من ماندم تا بی حسی اثر کنه که البته زمان زیادی نگذشت که برگشت (آخه زمان هست پول هست مگه میشه بیش از 5 دقیقه صبر کنند ؟) 

گفت بی حس شده دیگه .. گفتم نه آقای دکتر من کاملا حس دارم لب من رو نیشگون گرفتند که بیا بی حسه و من دوباره دادم به هوا رفت .. و باز همون نگاه ها!!!

خلاصه دکتر کار رو شروع کردند کمی تراشیدند تا رسیدند به دندان که واقعا دردناک بود و از تحمل من خارج و من ناله کردم خیلی درد داشت .. دندون من واقعا به شکل کاملا نهفته بود و ریشه های دندونهای من خیلی محکم و عمیقه .. اینجا بود که دکتر گفتند چیه چی میگی ؟؟؟ گفتم دکتر درد دارم لطفا یک بی حسی دیگه هم بزنید .. گفت باشه .. بعد رفت و برگشت و نشست دوباره شروع کرد گفتم دکتر بی حسی که نزدید ... فکر کردم اگر با خودش بود حتما من رو میزد! باور کنید اغراق نمیکنم .. 

گفت باشه میزنم بقیشو بدم ببری خونه؟ آخه بقیشو چی کار کنم!!!!!

بعد کوبید روی چونه ی من!! اون هم چونه ی عمل شده که ما مراقبیم بک لحظه هم هیچ ضربه ی کوچکی هم نخوره چند بار ضربه زد که بگه اینجا بی حس شده!!!!

من رو میگید؟ گفتم آقای دکتر نکن  من خیلی درد دارم 

خلاصه آورد و کمی بی حسی زد و دوباره شروع کرد .. زمانی که رسید به کشیدن دندون دیگه واقعا قابل تحمل نبود حس می کردم فکم هر لحظه هست که بشکنه .. باز داد کشیدم ناله کردم که آقای دکتر با حالت عصبانیت گفت بسه دیگه انقدر داد نزن مگه اینجا مهد کودکه ؟ گفتم من واقعا درد دارم.....و اشک هام جاری شد .. اون هم دوباره شروع کرد به کار و من تا آخر عمل فقط اشک ریختم و همه ی درد هامو توی خودم ریختم واقعا حس کردم هر لحظه هست که بمیرم ..آخه مگه میشه آدم درد بکشه و داد نزنه و ناله نکنه؟ 

خلاصه که توی این حالت رقت باره من دندون خارج شد و دکتر گفت بیا اینم دندونت و دندون رو گذاشت و شروع کرد به بخیه زدن .. بعد هم بدون اینکه کلمه ای به من بگه از اتاق خارج شد

همکارشون گفتند تا 5 دقیقه از جاتون بلند نشید و من انگار کسی که یک فصل کتک مفصل خورده و له و خرد شده سر جام نشسته بودم و نمیتونستم تکون بخورم .. 5 دقیقه موندم و بلند شدم .. 

منشی گفت هزینه هم 700 هزار تومن 

گفتم باشه کارت کشیدم و نسخه ی دکتر رو گرفتم و به همراه مادرم خارج شدیم .

 

/ 173 نظر / 65 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیرین

این روزا خیلی داره سخت می گذره برام :(( هرروز با یه قسمت صورتم مشکل پیدا می کنم... خواننده روشن کجایی؟؟ دکتر بعد از دو هفته که منو ویزیت کرد گفت دیگه نمی خواد بیای تا 6 ماه دیگه ولی من کلی سوال تو ذهنم مونده که دلم می خواست باز این روزا می دیدمش که برام توضیح می داد.. من فک پایینم یه مقداری عقب بود که الان خیلی اومده جلو که وقتی به دکتر گفتم گفت من عمدا 2 میل بیشتر از حد عادی آوردمش جلو چون به مرور فک تمایل داره برگرده عقب و این 2 میل برمی گرده و عادی می شه. ولی نمی دونم کی قراره برگرده. چون اینقدر محکم سرجاش قرار گرفته که فکر نمی کنم برگرده! این روی صحبت کردنمم تاثیر گداشته و اصلا نمی تونم درست حرف بزنم.

بهنوش

ای وای شیرین جون . غصه نخور عزیزم . میدونم خیلی روزای بد و سختیه . به نظرم برو پیش دکترت و بهش همه ی مشکلاتتو بگو . بگو ناراحتی تو صحبت کردن . الان نحوه ی قرار گیری دندونات رو هم چی جوریه ؟

خواننده روشن!

شیرین جون کاملا درکت میکنم.خودمم همین روزا رو گذروندم.با 100 تا سوال تو ذهنم.البته من یه بار 1 ماه بعد عمل هم پیششون رفتم که کلی سوال داشتم ولی خب وقت نبود برای پرسیدن همشون.اگر بخوای میتونی همین جا ازم هر سوالی که داری بپرسی یا اگه راحت تری شماره یا ایمیل بزار بهت پیام میدم.

خواننده روشن!

ولی یه چیزی،متاسفانه فک نمیکنم رفتن پیش دکتر خیلی فرقی در حالت ایجاد کنه

بهنوش

واقعا فک بعد مدتی برمیگرده به قبلش ؟

شیرین

بهنوش نه برای همه اینجوری نیست. بستگی به نوع عملو نوع فک داره. من قبلا از یکی که مثل من فک پایینش عقب بود شنیده بودم که اونم بعد از عمل براش این حالت اتفاق افتاده بود که دکتر دقیقا همینی که به من گفت و به اونم گفته بود و بعد از یه مدت درست شده بود.

شیرین

خواننده روشن ایمیل من shirinpj@yahoo.com هست. ممنون میشم اونجا صحبت کنیم

ماهان

بله بهنوش خانوم فک ممکنه یه مقدار برگشت کنه واسه همین توی سن پایین نباید جراحی فک کرد. چون رشد هنوز متوقف نشده و احتمالش بیشتر هست دکتر مسگرزاده که میگفت بهترین سن 20 تا 25-6 سالگیه و زیر 20 سال رو جراحی نمی کرد...

خواننده روشن!

اقا ماهان،اتفاقا منم این مسئله خیلی برام مهم بود.به خاطر همین خیلی تحقیق کردم دربارش.نزدیک 20 تا دکتر خوب تو مقاله هاشون نوشته بودن که برای اقایون 18 سالگی و خانوما 3 سال بعد بلوغ.و در ضمن هر کسی حتی اگه 30 سالشم باشه ممکنه عملش برگشت بخوره.خودم دیدم همچین ادمی رو.

pastdream

سلام سمن جان. اين روزا خيلي مطالبت رو ميخونم مرسي ازت كه انقد خوب نوشتي. كاش بعد از چند سال بازم پست بزاري... كلي سوال ازت دارم