روز سی و سوم و سی و چهارم

 

سلام دوستان عزیزم .. 

خب امشب شب سوم هست که دهنم باز شده و میتونم با دهن باز غذا بخورم..

اولین باری که میخواستم غذا بخورم کش هامو به آرامی از دو طرف دهانم درآوردم (اصلا کار سختی نیست با نوک ناخن به راحتی میشه درآورد البته مال من زیاد سفت نیست و تقریبا جلو بسته شده .) و بعد از درآوردن کش هام اول کمی دهانمو شستم چون توی مطب این کار و نکرده بودم و کلی با دهان شویه و سرم شستشو دادم تا محیط دهانم پاکیزه بشه .. بعد از اون قصد داشتم اول برنج نرم با قرمه سبزی بخورم که اصلا نشد و تنها قاشق کوچیک و نصفه پر میکردم و داخل دهانم میبردم و پس از اون قورت میدادم .. چندین بار این کار و کردم چون خیلی گرسنه بودم و نمیتونستم بجوم .. پس از اون هم کمی آش خوردم و در آخر مادرم برام خاگینه ی خیلی نرم درست کرد و من آرام آرام با دندانهام جویدم و کار واقعا سختی بود و دندونهام به شدت درد میگرفت .(البته خانم دکتر گفته بودند که در ابتدا ممکن هست که درد بگیره. ) خلاصه که کمی جویدم چون این خواست دکتر بود وگرنه به من بود همه چیز و فقط قورت میدادم. خجالت

بعد از خوردن غذا دندانهامو مسواک کردم و دوباره شستشو کامل و کش ها رو جا انداختم .. ولی دائم حس میکردم که فک پایینم درست سر جاش نیست و تکون میخوره (وای از دست توهمات این عمل) خلاصه که کلی به این موضوع دقت کردم وقتی خسته شدم خوابیدم که در خواب به مقدار زیادی دندانها به هم فشار می آورد و درد داشتم که مجبور شدم نیمه شب دوباره به سمت قطره جادویی استامینوفن برم و 60 قطره داخل یک لیوان آب بریزم و بخورم و پس از اون هم یک لیوان آب دیگه هم خوردم و خوابیدم .

توهمات من: 

صبح که از خواب بیدار شدم اولین کاری که کردم به آرامی روی چونه ام دست کشیدم که نکنه عقب رفته باشه و حس کردم عقب رفته (یاد حرف های مرضیه هم افتادم چون او هم مدام چنین فکر هایی و داشت زمانی که دهانشو به تازگی باز کرده بود.البته مرضیه تنها 13 روز بعد از عمل دهانش باز شد . ) جلوی آینه رفتم و کلی نگاه کردم و بعد به این نتیجه رسیدم که احتمال زیاد توهم هست ..

نکته ی دیگه ای که بود دائم حس میکردم فک پایینم افتاده پایین و بالا نیست .. یعنی دندانهای فک پایین با فاصله زیادی از دندانهای بالا بود و صورتم افتاده بود .. وای که چقدر دردناک بود .خیلی حس بدی بود و من دائم سعی میکردم این فکر ها رو از خودم دور کنم .( هنوزم البته تلاش میکنم)

نکته ی دیگر اینکه حس میکردم دندانهای پایین با فاصله هستند و گاهی جلو میاند و سر جاشون قرار میگیرند و گاهی میرن عقب و آنجا هستند. (وحشتناک بود)

دائم فکر میکردم دندانهام با کش ها محکم نشده و شل بسته شده و وسوسه میشدم خودم سفتشون کنم ولی چون در نظرات خوانده بودم که این کار باعث انحراف فک میشه و در درمان به کش باید خیلی حواسمونو جمع کنیم با این وسوسه مبارزه سختی و آغاز کردم. 

در روز دوم باز بهتر تونستم بجوم ولی هنوزم درد دندانها باقی بود و هنگام جویدن حس میکردم زبانم و گاز میگیرم و خیلی حس بدی بود و کلا این پروسه غذا خوردن مثل وظیفه ای سنگین هست که باید بجوم و بجوم ولی دندانها حرکت میکنه و سرجاش باقی نمیمونه تا من بتونم بجوم و تکه های غذا میره پشت دندانها و در آوردنش هم که ....

امشب بهتر از دو شب قبل بود ولی باز هم حس میکنم دندانهایم خیلی خیلی کند هست انگار که دندون مصنوعی باشه که بهم میخوره تق تق میکنه و تکه های غذایی که باید توسطشون جویده بشه رو میفرسته به اطراف .. 

این هم شرح حال این روزهای من ..لبخند و تا فراموش نکردم "باز هم خدایا شکرت."

/ 17 نظر / 49 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ریحانه

سلام سمن جان به آدرس ایمیلت برات ایمیل فرستادم.برو بخون و اینجا یا هرجایی خواستی جواب بده.ممنون راستی ایمیلت sunladyh@yahooهست دیگه؟

ریحانه

arezoo جان امیدوارم که همینطور بشه.ممنون.لطفا برام دعا کنید شجاع بشم یه کم!!!!!!!!!!!

مهدیه

واقعا گل گفتی سمن جون، امان از دست توهمات این عمل چه بازیها که سر آدم درنمیاره، حالا چند وقت دیگه که بیای و خاطراتتو بخونی پیش خودت میگی ای بابا چه فکرایی میکردم و کلی خندت میگیره[لبخند] در مورد دندون دردتم که من فکر میکنم به خاطر استفاده از کش ها باشه یه چند روزی طول میکشه تا بهشون عادت کنی. عزیزم سعی کن تو جویدن غذاها با اینکه خیلی سخته ولی یه کم جسارت به خرج بدی، بالاخره طفلی دندونات یه ماه بیکار بودن و کلی تنبل شدن و وظایفشون رو یادشون رفته، تو باید سعی کنی از این تنبلی درشون بیاری و شرمندشون کنی[خجالت]

مصی

سمن واقعا ممنون . تو کل خانوادم همش از چیزایی که تو مینویسی میگم همه کلی برات دعای خیر میکنن که انقد کمک کننده ای!

مینا

سلام منم یکی هستم مثل همه شما که این مشکل رو دارم.اولش با خوندن خاطره هات یکم ترس وجودمو گرفتم بعد با خودم کنار اومدم و گفتم بدن هر انسانی با انسان دیگه متفاوته شاید سختترین روزها واسه یه نفر راحتترین روز واسه یه آدم دیگه باشه. شاید واسه من عمل راحتتر از عمل سمن جون باشه. بخاطر همین عزممو جزم کردم که تحت هر شرایطی با همه سختی هاش عمل کنم و مطمئنم دندونام به ارتودنسی زود جواب میده و زوده زود نوبت جراحیم میشه

مینا

راستی سمن جان تو وبلاگ امیر عظمتی خوندم باین نتیجه رسیدی کسایی که عمل میکنن فرم چشاشون عوض میشه.مال تو هم اینطور شد؟

arezoo

آفرین مینا جون منم ایمان دارم زود دندونام اوکی میشه برا عمل:) وقتی خودمو سپردم به خدا دیگه شک ندارم بهترین رو برام رقم میزنه...خوب و پر از خیر و در بهترین زمانش:)

arezoo

خداجونم از ته دلم برا ریحانه ایمان قلبی و انرژی و امید رو میخوام،خداجونم قلب ریحانه جان رو قوی کن و ترس هاشو به ایمان و شادی تبدیل کن.آمین[گل][گل][گل][قلب]

مصی

من هی میام سر میزنم انقد که واسه وبلاگتو پستات ذوق خوندن دارم ،واقعا عالیه پستات . مرسی

ریحانه

arezmoo jan mamanooo[گل][گل][گل]